الشيخ أبو الفتوح الرازي

215

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

براى او ظاهر قرآن و آيت محكم رها نكنند ، من قوله : * ( وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ) * . قوله تعالى : وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَلا تَقْرَبا هذِه الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ‹ 35 › فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيه وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ‹ 36 › فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه إِنَّه هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‹ 37 › قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ‹ 38 › وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ‹ 39 › [ 60 - ر ] گفتيم ما : اى آدم بنشين تو و جفت تو در بهشت و بخوريد از آن جا خوش آن جا كه خواهى ، مشوى نزديك اين درخت كه پس از جملهء بيدادگران باشى . بخيزانيد ايشان را ابليس از آن جا بيرون آورد ايشان را از آنچه بودند در آن و گفتيم ما فرو شوى بهرى شما بهرى را دشمنى ( 1 ) ، و شما راست در زمين قرارگاهى و برخوردارى تا به قيامت . ها گرفت آدم از خدايش سخنهايى ( 2 ) توبه پذيرفت ( 3 ) بر او كه او توبه پذيرنده بخشاينده است . گفتيم ما فرو شوى از اين جا جمله اگر آيد به شما از من دينى ، هر كه پيروى كند دين مرا نباشد ترسى بر ايشان و نه ايشان اندوهناك باشند . [ 60 - پ ] و ايشان ( 4 ) كه كافر بودند ( 5 ) و به دروغ دارند ( 6 ) آيتهاى ما ، ايشان اهل دوزخند ، ايشان در آن جا هميشه باشند . قديم - جلّ جلاله - چون قصّهء آدم با ابليس و سجدهء فريشتگان بگفت ، پس از آن حديث مكر ابليس گفت كه كرد تا آدم ( 7 ) را از بهشت به در آورد ، قوله : * ( وَقُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ ) * ، پس از آن كه ابليس را براند ( 8 ) ، آدم را گفت : اكنون در بهشت بنشين كه

--> ( 1 ) . مج ، دب ، وز : دشمن . ( 2 ) . مج : سخنهايش . ( 3 ) . دب ، آج ، لب : پذيرفت . ( 4 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، وز ، فق : و آنان . ( 5 ) . مج ، آج ، لب ، فق ، وز : شوند ، دب : شدند . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : دانند . ( 7 ) . آج ، لب ، فق : كه كرد با آدم و آدم . ( 8 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مب ، مر و لعنت كرد .